در انتظار چیستی؟؟؟
اینجا هنوز تاریکی است
تو به ازدحام کدامین کوچه ی خوشبختی خواهی نگریست
وقتی دریچه مسدود است...
بقیه در ادامه مطلب ....
گاهي گمان نميکني و ميشود ، گاهي نميشود که نميشود ،
گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است ، گاهي ناگفته قرعه به نام تو ميشود
گاهي گداي گدائي و بخت با تونيست ، گاهي تمام شهر گداي تو ميشود . . .
برايت خاطراتي بر روي اين دفتر سفيد نوشتم
که هيچکسي نخواهد توانست چنين خاطرات شيريني را
براي بار دوم برايت باز گويد.
چرا مرا شکستي ؟چرا؟
اشعاري برايت سرودم
که هيچ مجنوني نتوانست مهرباني و مظلوميت چهره ات را توصيف کند
چرا تنهايم گذاشتي ؟چرا؟
چهره پاک و معصومت را هزار بار بر روي ورق هاي باقي مانده وجودم نگاشتم
چرا اين چنين کردي با من ؟چرا؟
زيباترين ستارگان آسمان را برايت چيدم.
خوشبو ترين گلهاي سرخ را به پايت ريختم.
چرا اين چنين شد؟چرا؟
من که بودم؟
که هستم به کجا دارم مي روم؟
کلمات کليدي :
|