حرف و حسرت ... تاریخ : دوشنبه، 5 بهمن ماه ، 1388
موضوع : متن عاشقانه


http://up.iranblog.com/4/1258647909.jpg

یادش بخیر عجب روزهایی داشتم..
هی ... بعد از چند روز دیگه منم میرم از پیشتون و چند سالی نیستم میرم تا از درد تنهایی لذت ببرم
تاریخ تولدم 18 اسفند ماه هست ولی امسال بعد از تولدم یعنی 19 اسفند ماه میرم سربازی. کسی از ما بدی یا خوبی چیزی دیده حلال کنه. 2سال هادی رو ببخشین که نیست . تو ادامه مطلب یه متن عاشقانه گذاشتم. برین بخونین...

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتمژ
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم


دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم
دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم


دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم
موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا
کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم


من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست


با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم


میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم
هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو


توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم
انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتمژ
من تموم قصه هام قصه توست


اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست
هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم


تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه

یه دفعه مثل یه آهو توی صحرا ها رمیدی

بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ را ندیدی

دل نبود توی دلم ، تو را گرگا نبینن

اونا با دندون تیز به کمینت نشینن

الهی من فدای تو چی کار کنم برای تو

اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو

یه دفعه مثل پرنده قفس عشق را شکستی

پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی

دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا

غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا

نخوره سنگی به بالت، پرت نشه فکر و خیالت

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست

یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون

سیل بارون و تگرگ می اومد از آسمون

بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت

که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت

نشکنی زیر تگرگ ، نریزه از تو یه برگ

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست

یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی

اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی

آره پروانه شدم که پرام سوخته شه

تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه

که بسوزه بال و پرم که راحت شه خیالم

دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات

اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات

انقده می گم تا خسته شم با عشق تو شکسته شم

توی دنیا چی می خوای به پات بریزم

همه هستیمو من به سرا پات بریزم

لب پر خنده می خوای بیا لبهام مال تو

چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو

بیا تا برات بگم من وجودم مال تو

بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو

اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو

اگه رودخونه می خوای سیل اشکام مال تو

چرا من بی تو بمونم نمی دونم نمی تونم

واسه ی زندگی کردن تو را می خوام خوب می دونم

تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی

تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی...

وقتی که رفتم تازه تو می فهمی عاشقی چیه

 

می شناسی عشق را بعد من می فهمی عاشقت کیه

 

عاقبت از غصه ی تو نقش تو قصه ها می شم

 

می رم و پیدام نمی شه تنها مثل خدا می شم

 

وقتی که من عاشق شدم با همه ی بود و نبود

 

تو خواب و تو بیداری ها نقش دو تا چشم تو بود

 

من همه جا کنار تو سایه به سایه کوه به کوه

 

آینه ای که دم به دم با تو نشسته روبرو

 

تو جونمی تو عشقمی قشنگترین بهونه ای

 

برای زنده بودنم تو بهترین نشونه ای

 

تو بهترین دلیل دل برای بودنم شدی

 

نبودی از تنم جدا که پاره ی تنم شدی

 

پرنده ی قشنگ من اگه بیای بهار می یاد

 

برای این شکسته دل تو سینه باز قرار می یاد

 

ستاره ها پایین می یان دوباره باز سحر می شه

 

از آسمون و از زمین به من می گن که یار می یاد






منبع این مقاله : بزرگترین سایت عاشقانه، دوست داشتنی و رومانتیک
http://www.loverfa.ir

آدرس این مطلب :
http://www.loverfa.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=184